درس اول
چشمه

تحلیل فارسی دوازدهم
درس 3: آزادی با پاسخ
نویسنده:احمد رضا مرادی
.jpg)
تحلیل درس دوم فارسی دوازدهم
درس 2: مست و هُشیار با پاسخ
نویسنده : احمد رضا مرادی

آزمون آنلاین زیست شناسی پایه دهم فصل دو این آزمون مثل آزمون های آنلاین دیگه شما را سنجش میکنه و نمرتون درجا پس از اتمام آزمون به شما می دهد تا شما خودتون رو به خوبی آزمایش کنید که ببینید آیا در این روزها که تو خونه این درسا رو خوندی چقدر بازدهی دارید ؟؟؟؟
شما می توانید از طریق لینک زیر وارد آزمون شوید این آزمون توسط سامانی گوگل فرم ساخته شده
نویسنده سوالات : گروه زیست شناسی استان فارس
نظرات خود را در مورد آزمون بیان کنید...
پیوند یونی جاذبهای است که بین یونهای مثبت و منفی وجود دارد و آنها را در یک ساختار بلورین به هم نگه میدارد. این پیوند ناشی از انتقال الکترون بین اتم هاست. |

ترکیبات یونی متشکل از تعداد زیادی آنیون و کاتیون هستند که با طرح معین هندسی در کنار هم قرار گرفتهاند و یک بلور بوجود میآورند. هر بلور ، به سبب جاذبههای منفی ـ مثبت یونها به هم ، نگهداشته شده است. فرمول شیمیایی یک ترکیب یونی نشانه سادهترین نسبت یونهای مختلف برای به وجود آوردن بلوری است که از نظر الکتریکی خنثی باشد.
![]() |
پیوند یونی IonicBond
وقتی اتمها به یون تبدیل میشوند، خواص آنها شدیدا تغییرمیکند. مثلا مجموعهای از مولکولهای برم قرمز است. اما یونهای
در رنگ بلورماده مرکب هیچ دخالتی ندارند. یک قطعه سدیم شامل اتمهای سدیم نرم است. خواص فلزی دارد و بر آب به شدت اثر میکند. اما یونهای
در آب پایدارند.
مجموعه بزرگی از مولکولهای کلر ، گازی سمّی بهرنگ زرد مایل به سبز است، ولی یونهای کلرید
مواد مرکب رنگ ایجاد نمیکنند و سمّی نیستند. به همین لحاظ است که یونهای سدیم و کلر را به صورت نمک طعام میتوان بدون ترس از واکنش شدید روی گوجه فرنگی ریخت. وقتی اتمها به صورت یون در میآیند، ماهیت آنها آشکارا تغییر میکند.

یعنی Li ، Na ، K ، Rb ، Cs ، هر یک به ترتیب یک الکترون بیشتر از گازهای نجیب ، (He ، Kr ، Ne ، Ar ، Xe) دارند. اگر هر یک از این فلزات از هر اتم یک الکترون از دست بدهند، جزء باقیمانده آرایش الکترونی گاز نجیب متناظر خود را پیدا میکند. مثلا ، Li یک الکترون والانس در آرایش حالت پایه دارد. از دست دادن یک الکترون موجب میشود که Li ساختار الکترونی He را پیداکند. یک اتم Li که فقط دو الکترون و سه پروتون داشته باشد، بار +1 خواهد داشت.
یک اتم باردار مانند
یا یک گروه از اتمهای باردار ، مانند گروه سولفات
را یون میگویند.
هریک دو الکترون والانس دارند. پس برای اینکه mg ، ca ، sr ، ba ساختار گاز نجیب را به دست آورند اتمهای هرعنصر باید دو الکترون از دست بدهند. از دست رفتن دو الکترون موجب میشود که دو پروتون در هسته خنثی نشده بماند. پس هر یون بار +2 خواهد داشت. برای جدا شدن سومین الکترون لازم است جفت الکترونهای تراز اصلی با انرژی پایینتر شکسته شود. این امر انرژی زیادتری میخواهد. جداشدن الکترونها از فلزات و تشکیل یونهای مثبت حاصل از آنها را میتوان به راههای مختلف ترسیم کرد.
پس جدا شدن یک الکترون از یک اتم معین جداشدن الکترونهای بعدی به ترتیب مشکلتر میشود. زیرا با از دست رفتن هر الکترون بار مؤثر زیادتری میشود و الکترونهای باقیمانده را محکمتر نگاه میدارد. بطور خلاصه یونهای مثبت وقتی تشکیل میشوند که اتمهای فلزی یک الکترون (گروهIA ) دو الکترون (گروهIIA) و یا سه الکترون (گروهIIIA) به اتمهای غیر فلزی میدهند. یونهای حاصل آرایش الکترونی یکسان با یک گاز نجیب دارند.
یونهای مثبت در حضور یونهای منفی پایدار میشوند. خنثی شدن بار ، هر دو نوع یون را پایدار میکند. یونهای منفی پایدار ، از اتمهایی که شش یا هفت الکترون والانس دارند، تولید میشوند. اینگونه اتمها آنقدر الکترون بدست میآورند تا ساختار گاز نجیب را پیدا کنند. مثلا اتمهای عناصر گروه VIIA (هالوژنها) هفت الکترون والانس دارند و هر یک ، یک الکترون میخواهند تا آرایش الکترونی یک گاز نجیب را پیدا کنند.
اگر اتمهای F ، Cl ، Br ، I هر یک ، یک الکترون بدست آورند، یونهای حاصل یعنی
،
،
،
به ترتیب آرایش الکترونی
پیوند کوالانسی چیست؟؟؟
میلیونها ماده مرکب شناخته شده فقط از غیر فلزات ترکیب یافتهاند. این مواد مرکب فقط شامل عناصری هستند که در هر اتم 4 ، 5 ، 6 یا 7 الکترون والانس دارند. بنابراین الکترونهای والانس اتمهای غیر فلزی ، آنقدر زیاد است که اتمها نمیتوانند با از دست دادن آنها ساختار یک گاز نجیب را به دست آورند. معمولا غیر فلزات با جفت کردن الکترونها پیوند ایجاد میکنند و در این فرآیند به ساختار یک گاز نجیب میرسند.
آنچه اتمهای یک ملکول را به هم نگه میدارد، پیوند کووالانسی است، در تشکیل پیوند کووالانسی الکترونها ، به جای آنکه از اتمی به اتم دیگر منتقل شوند، میان دو اتم به اشتراک گذاشته میشوند. استحکام پیوند کووالانسی ناشی از جاذبه متقابل دو هسته مثبت و ابر منفی الکترونهای پیوندی است. یا به عبارت دیگر مربوط به آن است که هر دو هسته الکترونهای مشترکی را جذب میکنند.
دو اوربیتال به نحوی همپوشانی میکنند که ابرهای الکترونی ، در ناحیه بین دو هسته ، یکدیگر را تقویت میکنند و احتمال یافتن الکترون در این ناحیه افزایش مییابد طبق اصل طرد پاولی دو الکترون این پیوند باید اسپین مخالف داشته باشند. در نتیجه تشکیل پیوند اوربیتالهای اتمی به اوربیتال مولکولی تبدیل میشود.
متشکل از یک جفت الکترون (دارای اسپین مخالف) است که اوربیتالی از هر دو اتم پیوند شده را اشغال میکند. سادهترین نمونه اشتراک در مولکولهای دو اتمی گازهایی از قبیل F2 ، H2 و Cl2 دیده میشود. اتم هیدروژن فقط یک الکترون دارد هرگاه دو اتم هیدروژن تک الکترونهای خود را به اشتراک بگذارند، یک جفت الکترون حاصل میشود.
این جفت الکترون پیوندی متعلق به کل مولکول هیدروژن است و به آرایش الکترونی پایدار گاز نجیب هلیم میرسد. هر الکترون هالوژن ، هفت الکترون والانس دارد. با تشکیل یک پیوند کووالانسی بین دو تا از این اتمها ، هر اتم به آرایش الکترونی هشت تایی ، که ویژه گازهای نجیب است، میرسد.
بین دو اتم ، ممکن است بیش از یک پیوند کووالانسی تشکیل شود در این موارد گفته میشود که اتمها با پیوند چند گانه به هم متصلاند. دو جفت الکترون مشترک را پیوند دو گانه و سه جفت الکترون مشترک را پیوند سه گانه مینامند. اغلب میتوان تعداد پیوندهای جفت الکترونی را که یک اتم در یک مولکول بوجود میآورد از تعداد الکترونهای مورد نیاز برای پر شدن پوسته والانس آن اتم ، پیشبینی کرد.
چون برای فلزات شماره گروه در جدول با تعداد الکترونهای والانس برابر است، میتوان پیش بینی کرد که عناصر گروه VIIA مثل Cl (با هفت الکترون والانس) ، برای رسیدن به هشت تای پایدار ، یک پیوند کووالانسی ، عناصر گروه VIA مثل O و S (با شش الکترون والانس) دو پیوند کووالانسی ، عناصر VA مثل N و P (با پنج الکترون والانس) سه پیوند کووالانسی و عناصر گروه IVA مثل C (با چهار الکترون والانس) چهار پیوند کووالانسی به وجود خواهند آورد.
در ساختار اول ، جفت الکترون مشترک با دو نقطه و ساختار دوم با یک خط کوتاه نشان داده شده است.
مانند :
H ― H H : H پیوند یگانه
o=C=o: پیوند دو گانه
N Ξ N: پیوند سه گانه
CΞC پیوند چهارگانه
دانش نامه ی رشد .![]()
![]()
با تشکر از وبلاگ سازنده ی شکلک![]()
![]()
| به نام خداوند جان و خرد نام و نام خانوادگی شعبه وقت :30دقیقه تاریخ |
|
1 | معنی بیت ها و عیارت هایداده شده را به نثر روان بنویسید. ای هست کن اساس هستی کوته ز درت درازدستی
جهان جمله فروغ روی حق دان حق اندر وی ز پیدایی است پنهان
الهی،دلی ده که در کار تو جان بازی؛جانی ده که کار آن جهان سازیم؛دست گیر، که دست آویز نداریم.
جان پدر!تو نیز اگر بخفتی،به از آن که در پوستین خلق ،افتی.
|
|
2 | معنی کلمات زیر را بنویسید. مصحف( ) طایفه( )معصوم( )
|
|
3 | باتوجه به کلمات داخل پرانتز زیر گزینه صحیح خط بکشید. او سعی می کند در ............ خود فردی مفید باشد.(حیات ،حیاط ) من در..... به طبیعت درس خداشناسی می گیرم.(صفر، سفر) |
|
4 | نوع جمله های زیر را بنویسید. الف) رهرو راه شهیدان باشید ب)آفرین به رشادت های ملت ایران ج)به وظایفمان عمل کنیم د)همیشه به خدا امیدوار است
|
|
| سوالات چهارگزینه ای |
|
1 | ارتباط کدام یک از گزینه های زیربا بقیه تفاوت دارد؟ الف)عظمت ،جلال ب)ظلمت ، تاریکی ج)سیراب،تشنه د)معرفت،شناخت |
|
2 | همه گزینه ها آرایه تشبیه دارند به چز.... الف)بوته های نوزاد خویش ب)نوجوانان امیدوار ذرت ها ج)گوش نسیم د)درس بزرگ طبیعت |
|
3 | نوع «را»در کدام گزینه با بقیه تفاوت دارد؟ الف)پدر را گفتم ب)زنگ تفریح را که زنجره زد ج)او را مادری مهربان است د)شهر را نگهبانی است |
|
4 | همه گزینه ها گروه هم خانواده هستند به جز..... الف)اعجاز،معجزه، عجز ب)غرق،غریق،غرقه ج)عالم،علیم، اعمال د)عظمت،تعظیم، معظم |
|
5 | منظور از«خود»به ترتیب در مصراع اول و دوم در بیت از ظلمت خود رهایی ام ده با نور خود آشنایی ام ده کدام گزینه است؟ الف)خدا ،انسان ب)انسان،خدا ج)انسان،انسان د)خدا،خدا
|
|
6 | در همه گزینه ها شخصیت بخشی وجود دارد به جز............. الف)برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار ب)زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد ج)صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را د)صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت |
|
7 | در عبارت زیر چند غلط املایی وجود دارد؟ کودکان پرنشاط گل بوته هاو نوجوانان امیدوار زرت ها در گوش نصیم عامین می گفتند وسپاسگذار معبود بودند. الف)2 ب)3 ج)4 د)5 |
|
8 | با توجه به معنی و املای کلمات همه گزینه ها صحیح می باشد به جز.............. الف)غوغا: آشوب ب)غفلت:ناآگاهی ج)طراوت:خوشی د:خالق:آفریدگار |
|
9 | کدام گزینه ها با هم ارتباط معنی بیشتری دارند ؟ 1)جهان جمله فروغ روی حق دان حق اندر وی ز پیدایی است پنهان 2)برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار 3)هم قصه نانموده دانی هم نامه نانوشته خوانی 4)ای کارگشای هرچه هستند نام تو کلید هرچه بستند الف)1و3 الف)2و4 ج)1و2 د)1و4 موفق باشید.گروه آموزشی کتیب
|
| به نام خداوند جان و خرد امتحان درس فارسی کلاس هشتم نام و نام خانوادگی : شعبه: تاریخ: وقت: | |||||||||||||||||||
1 | ابیات داده شده را به نثر روان معنی کنید. پرستار امرش همه چیز و کس بنی آدم و مرغ و مور و مگس
به درگاه لطف وبزرگیش بر یزرگان نهاده بزرگی ز سر
عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند چون برآید این همه گل های نغزکامکار
| 3 | ||||||||||||||||||
2 | معنی واژه های زیر را بنویسید. نژند( ) تماثیل( )بصر( ) صورتگر( )
| 2 | ||||||||||||||||||
3 |
| 5/4 | ||||||||||||||||||
4 | نقش کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده را بنویسید. گفت:آری خانه او بی ریاست فرشهایش از گلیم و بوریاست
پرهای طاووس،چونان برگ خزان دیده می ریزد.
| 4 | ||||||||||||||||||
5 | آرایه مربوط به هر مورد را بنویسید. دوستی از من به من نزدیکتر از رگ گردن به من نزدیکتر یکی را به سر نهد تاج بخت یکی رابه خاک اندر آرد ز تخت تأمل در آیینه دل کنی صفایی به تدریج حاصل کنی | 5/1 | ||||||||||||||||||
6 | در بیت«چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی» یک آرایه بیابید .تشبیهی بنویسید و ارکان آن را مشخص کنید.
| 2 | ||||||||||||||||||
|
سؤالات چهارگزینه ای |
3 | ||||||||||||||||||
1 | در کدام گزینه نسبت به بقیه ارتباط معنایی کمتری وجود دارد؟ الف)محال است سعدی که راه صفا توان رفت جز بر پی مصطفی ب)به درگاه لطف و بزرگیش بر بزرگان نهاده بزرگی ز سر ج)خداوند بخشنده ی دستگیر کریم خطابخش پوزش پذیر د)گلستان کند آتشی بر خلیل گروهی بر آتش برد ز آب نیل |
| ||||||||||||||||||
2 | در باره بیت(به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید) کدام گزینه درست است؟ الف)در بیت سه مفعول وجود دارد. ب)سخن گفتن در مصراع دوم متمم می باشد. ج)زبان در مصراع دوم مفعول میباشد. د)سخن گفتن مفعول میباشد. |
| ||||||||||||||||||
3 | همه گرینه ها ادبی هستند به جز....... الف)در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده،پنداری با رنگ سبز تندی در هم آمیخته. ب)خورشید هر لحظه نور گرم و سوزانش را بیشتر یر سینه ی زمین پهن می کرد. ج)جوانه با شنیدن اسم آب چشم هایش را باز کرد. د)سرش را یالا آورد و به آسمان نگاه کرد. |
| ||||||||||||||||||
4 | همهی گزینه ها بن مضارع دارند به جز...... الف)بال زنان ب)سوزان ج)ساختار د)جنب و جوش |
| ||||||||||||||||||
5 | رابطه ی واژه های کدام گزینه با بقیه تفاوت دارد؟ الف)شوق و هجر ب)پیشین و پسین ج)استوار و محکم د)غریب و آشنا |
| ||||||||||||||||||
6 | با توجه به معنی و املای کلمات همه ی گزینه ها صحیح می باشد به جز...... الف)دستگیر:مددکار ب)نیت: عزم ج)قوس و قزح د)خلقت:آفریده
موفق باشید. گروه آموزشی کتیب |
| ||||||||||||||||||
|
|
آرایه ترصیع و موازنه
همان گونه که می دانید سجع زمانی ایجاد می گردد كه یكی از سه شرط ( یكسانی در وزن : سجع متوازن ) ، ( یكسانی در حرف پایانی : سجع مطرّف ) و (یكسانی در وزن و حرف پایانی : سجع متوازی ) را دارا باشد و دانستیم كه جایگاه سجع در پایان دو جمله است به شرطی كه كلمه های پایانی تكراری و هم معنی نباشند . اینك به توضیح كاربرد سجع در نقاط مختلف دو مصراع یا دو جمله ( ترصیع ، موازنه ) می پردازیم .
ترصیع![]()
آن است كه كلمات مصراعی با مصراع دیگر یا جمله ای با جمله ی دیگر ، در وزن (هجا یا بخش ) و حروف پایانی یكسان باشد( تقابل سجع های متوازی ). غیر از واژگان تكراری بقیه كلمات با هم سجع متوازی باشند.
مثال 1 : ای منــوّر بـه تـو نجـوم جـلال وی مقـرّر بـه تـو رسـوم كمـال
ای= وی / منور = مقرر / نجوم = رسوم / جلال = كمال
برای مثال كلمه های منوّر و مقرّر دارای وزن یكسان ( سه هجا : م+ نو+ ور / م+ قر + رر ) و حرف پایانی یكسان ( ر ) می باشند . پس سجع متوازی اند و قرار گرفتن سجع های متوازی در برابر هم آرایه ی ترصیع ایجاد می كنند .
مثال 2 : ای كریمی كه بخشنده ی عطایی و ای حكیمی كه پوشنده ی خطایی
كریمی = حكیمی / بخشنده = پوشنده / عطایی = خطایی
سوال : در بیت زیر چگونگی شكل گیری آرایه ی ترصیع را نشان دهید .
برگ بی برگی بود ما را نوال مرگ بی مرگی بود ما را حلال
موازنه ![]()
تقابل سجع های متوازن ( یكسانی كلمه های دو مصراع یا دو جمله در وزن ) یا انواع سجع در برابر هم است .
مثال 1 : الهی ، جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده .
جان ، دل = سجع متوازن / صفا ،هوا = سجع متوازی / كاربرد دو سجع متوازن و متوازی در كنار هم آرایه ی موازنه ایجاد كرد .
مثال 2 :
این لطایف كز لب لعل تو من گفتم كه گفت ؟ وین تطاول كز سر زلف تو من دیدم كه دید؟
تقابل سجع های متوازن در برابر هم آرایه ی موازنه ایجاد كرد .
سجع چیست؟
:سجع
آوردن كلماتي در پايان جمله هاي نثر كه در وزن يا حرف يا حرف آخر يا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم يكسان باشد .
نكته 1![]()
: سجع در كلامي ديده مي شود كه حداقل دو جمله باشد يا دو قسمت باشد .
نكته 2![]()
: سجع باعث آهنگين شدن نثر مي شود به گونه اي كه دو يا چند جمله را هماهنگ سازد .
نكته 3![]()
: سجع در نثر حكم فافيه در شعر را دارد .
نكته 4![]()
: اگر در پايان جمله ها كلمات تكراري وجود داشته باشد ، سجع پيش از آن مي آيد .
مثال
: الهي اگر بهشت چون چشم و چراغ است بــي ديــدار تــو درد و داغ اســت
نكته 5![]()
: گاهي در جملات سجع ممكن است افعال به قرينه ي لفظي يا معنوي حذف شوند .
مثال
1 : منت خداي را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت . ( فعل « است » به قرينه ي لفظي حذف شده است . )
مثال 2
: خـلاف راه صواب است و نقض راي اولـوالالباب « است » (حذف لفظي ) ذوالفقـار علي در نيـام ( باشد ) و زبان سعدي در كام « باشد » ( حذف معنوي ) .
توضيح
فعل « باشد » در دو جمله ي پاياني به قرينه ي معنوي حذف شده است .
توجه
به نثر مسجع ، نثر آهنگين نيز مي گويند .![]()
« انواع سجع »![]()
![]()
(الف
سجع متوازن : آن است كه كلمات سجع فقط در وزن اشتراك داشته دارند .
مثال : ملك بي دين باطل است و دين بي ملك ضايع .
توضيح
: هر دو كلمه داراي هجاي بلند مي باشند لذا هم وزن اند .
مثال : طالب علم عزيز است و طالب مال ذليل .
توضيح
: دو كلمه ي « عزيز » و « ذليل » داراي دو هجا ، يكي كوتاه و يكي كشيده هستند . لذا در وزن يكسانند .
ب ) سجع مطرف
: آن است كه كلمات سجع فقط در حرف يا حروف پاياني با هم اشتراك دارند .
مثال : محبت را غايت نيست از بهر آنكه محبوب را نهايت نيست .
توضيح : كلمه ي « غايت » داراي دو هجا و كلمه ي « نهايت » داراي سه هجا مي باشد پس دو كلمه هم وزن نيستند بلكه فقط در حرف آخر مشترك اند .
ج ) سجع متوازي : به سجعي گفته مي شود كه كلمات سجع هم در حرف پاياني و هم در وزن يكسان مي باشند .
مثال : باران رحمت بي حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده .
توجه : از آن جائيكه سجع متوازي ، زيباتر و خوش آهنگ تر است و در متون فارسي كاربرد بيشتري دارد . لذا شناخت اين نوع سجع براي دانش آموزان عزيز با اهمّيّت تر مي باشد .
نمونه هايي از آثار مسجع : اوّلين با سجع در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري ( قرن پنجم ) به كار گرفته شد و بعدها سعدي در « گلستان » ، جامي در « بهارستان » ، نصرالله منشي در « كليله و دمنه » آن را به حد كمال خود رساندند . و در ادامه كساني چون قائم مقام فراهاني در « منشئأت » و قاآني در كتاب « پريشان » از آنها پيروي كردند .
پیشینه ی بحث پارادوکس یا متناقض نمایی
در باره ی پارادوکس یا متناقض نمایی تا بیست و سه سال پیش، هیچ مقاله یا کتابی چاپ و تألیف نشده بود. در زبان فارسی در کتب بلاغی قدما از این آرایه ادبی سخنی به میان نیامده است؛ در حالی که در کتب بلاغت غربیان از دیر باز بحثهای مفصلی در این زمینه مطرح بوده است و معاصران در اثر آشنایی با مبحث «متناقض نمایی» در کتب بلاغت غربیان، آن را در زبان فارسی مطرح کردهاند. روزبهان بقلی شیرازی در کتاب «شرح شطحیات» (تألیف570 ه.ق) بسیاری از سخنان متناقض نمای عرفا را با تکیه بر مبانی دینی، به خصوص قرآن و حدیث، تفسیر و تأویل کرده؛ اما از «متناقض نمایی» سخن نگفته است. نخستین بار، متناقض نمایی در بلاغت فارسی را استاد شفیعی کدکنی در کتاب «شاعر آینهها» مطرح کرد. این کتاب که تاریخ مقدمه ی آن سال 1362 هـ..ش است، در سال 1366 منتشر شد. شفیعی کدکنی در این کتاب، ضمن بحث از ویژگیهای شعر «بیدل»، «تصویرهای پارادوکسی» را یکی از ویژگیهای سبکی او معرفی میکند و چنین مینویسد.
«... اصطلاحی که من ساختهام، [تصویرهای پارادوکسی] نه در ادبیات قدیم خودمان وجود داشته است (یعنی کتب بلاغی)، و نه در ادبیات فرنگی (نا آنجا که من جست و جو کردهام)... .اما نخستین شاعری که از این آرایه ی ادبی استفاده کرده، استاد شاعران و نخستین شاعر بزرگ زبان فارسی، رودکی است. وی چیستانی درباره ی«قلم» دارد که در بیت اول آن چهار بار و هر بار در نهایت زیبایی و استادی از آرایه ی پارادوکس استفاده کرده و این روش او در ادبیات فارسی بی سابقه است.
لنگِ دونده است، گوش نی و سخن / یاب گنگِ فصیح است، چشم نی و جهان بین
تیزی شمشیر دارد و روش مار / کالبد عاشقان و گونة غمگین (دیوان اشعار رودکی: 107)
معانی گوناگون پارادوکس:
متناقض نما یا پارادوکس (paradox) و در لاتین (paradoxum) است که منشأ آن هم واژهای یونانی (paradoxon) است و مرکب از (para) به معنی «مقابل» یا «متناقض با» و (Doxa) به معنی عقیده و نظر (فرهنگ «وبستر»: 1029)
تعریف پارادوکس یا متناقض نمایی در اصطلاح ادبی (بدیع)
نقیض هر حکمی، نفی آن است؛ برای مثال، نقیض گزاره، «هوا سرد است» چنین است: «هوا سرد نیست». هیچ علمی دو گزاره ی متناقض را با هم نمیپذیرد. ادبیات نیز مانند دیگر علوم، دو قضیه ی متناقض را نمیپذیرد اما گاهی شاعران و نویسندگان دو صفت متناقض را چنان با هنرمندی و هوشمندی در ترکیب سخن خویش به کار میبرند که [ما] آن سخن را با لذت بسیار میپذیریم؛ لذتی که توأم با تفکر و تلاش ذهنی است و از این روی در خاطر پایدارتر میماند(ریاضی دلاویز، صفحة 41) مثلاً آن چه ما درباره ی دم عیسوی میدانیم و میشناسیم و پذیرفتهایم، درمانگری، شفادهی و زندگیبخشی است اما آن گاه که از زبان حافظ میشنویم:
این قصه ی عجب شنو از بخت واژگون / ما را بکشت یار به انفاس عیسوی
جا میخوریم و شگفتزده میمانیم؛ زیرا از او چیزی شنیدهایم درست وارونه آنچه میشناختیم و بدان خو کرده بودیم. چیزی که هرگز انتظار شنیدنش را نداشتیم - کشته شدن با نفس عیسوی- دو چیزی که تا کنون آنها را ناساز و متضاد میپنداشتیم و اینک آشتی و سازش آنها را میبینیم. همین، یعنی رویارویی با چیزی تازه و بی سابقه، چیزی خلاف انتظار، چیزی خلاف عرف و عادت زمینه میشود تا به شگفتی و شیفتگی افتیم. باری، این شیوه ی شیرین را از این روی خلاف آمد و خلاف آورد مینامیم که با یکی از باورها و پذیرفتههای عرفی، عقلی، شرعی و... ما در خلاف و ناسازی است و از این روی ستیزآمیزی میگوییم که دو چیز ناساز و هم ستیز را با هم میآمیزد و آشتی میدهد(هنر سخن آرایی؛ فن بدیع:204،205)
برای مثال، وقتی «سعدی» آن «غایب حاضر» میفرماید:
هرگز حدیث حاضر غایب شنیدهای/ من در میان جمع و دلم جای دگر است
هیچ فردی نمیتواند هم حاضر باشد و هم غایب اما وقتی آن را تفسیر میکنیم، یعنی او جسماً حاضر است ولی فکر و ذکرش جای دیگری است؛ بنابراین، حاضرِ غایب است و همین عنوانی که این حقیر برای سعدی به کار برده «غایبِ حاضر» هم پارادوکس است؛ یعنی، جسم «سعدی» در بین ما نیست اما نام و شهرت و آوازة او در بین ماست و همیشه هم خواهد بود.
تفاوت پارادوکس با تضاد (طباق)
تضاد یا طباق یعنی اینکه سخنور واژگانی را که در معنی با هم ناسازی و ناسازگاری دارند، در سخن بیاورد برای مثال، وقتی بگوییم «بعضی از بچهها خواب و بعضی بیدار بودند»، بین «خواب» و «بیدار» آرایه ی تضاد است اما پارادوکس، جمع دو امر متضاد با هم است؛ مثلاً اگر بخواهیم از همان تضاد بالا پارادوکس بسازیم؛ بدین گونه است: خفتگان بیدار(برای اصحاب کهف) یا آنها خفتگانی بیدار بودند. به طور کلی، پارادوکس را میتوان بهترین و هنریترین نوع تضاد دانست.
انواع پارادوکس
پارادوکس را به دو نوع میتوان تقسیم کرد:
الف) پارادوکس ترکیبی: یعنی پارادوکس به صورت ترکیب وصفی، ترکیب اضافی، اسم مرکب و صفت مرکب است؛ مثل ترکیبهای «خراب آباد»، «سلطنت فقر» و «مجمع پریشانی» در ادبیات زیر:
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم /مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد (دیوان حافظ: 138)
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل/ کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی (همان: 666)
جمع کن به احسانی حافظ پریشان را /ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی (همان: 645)
ب) پارادوکس معنایی: یعنی سخن ما از نظر معنایی دارای پارادوکس است و این نوع پارادوکس به صورت ترکیبی نیست؛ مثل مصراع اول این بیت سعدی:
من از آن روز که در بند توأم آزادم /پادشاهم چو به دست او اسیر افتادم (دیوان غزلیات سعدی: 544)
البته مصراع اول را حافظ از سعدی تضمین کرده است:
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی /من از آن روز که در بند توام آزادم (دیوان حافظ: 427)
بررسی انواع پارادوکس در ادبیات فارسی دبیرستان و پیشدانشگاهی
پارادوکسهای ادبیات فارسی دوم:
• نخست آن سیه روز برگشته بخت/ برافراخت بازو چو شاخ درخت (ص13)
(ترکیب سیه روز بودن)
• اگر چشمم احیاناً تو چشمش میافتاد با همان زبان بی زبانی نگاه، حقش را کف دستش میگذاشتم. (ص37)
(ترکیب زبان بی زبانی)
• غرش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود (ص43)
(ترکیب آوازهای خاموش)
• ترس و وحشت به او جرئت و جسارت بخشید . (ص82)
(عبارت ترس و وحشت جرئت و جسارت بخشیدن)
• ناتانائیل، آرزو مکن خدا را در جایی جز همه جا بیابی (ص87)
(عبارت جایی جز همه جا)
• سرانجام این طور نیز میگوییم که او در همه جا هست، هر جا و نایافتنی است (ص87)
(عبارت در هر جا بودن و نایافتنی بودن)
• هنگام تنگدستی در عیش و کوش و مستی / کان کیمیای هستی قارون کند گدا را (ص92)
(عبارت فقیر و تنگدست بودن و در عین حال به عیش و خوشی پرداختن)
• خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت زندان پارسا را (ص92)
(ترکیب رندان پارسا)
• ور امروز اندرین منزل تو را جانی زیان آمد/ زهی سرمایه و سودا که فردا زآن زیان بینی (ص96)
(عبارت از زیان سود دیدن)
• پیدای پنهان (ص97) (ترکیب پیدای پنهان)
• جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده است تا «ناپیدا کران» در «محدود» جای گیرد. (ص104)
(عبارت جای گرفتن ناپیدا کران در محدود)
• از چهره ی تکیدهاش بدبختی و سیه روزی میبارید.(ص112)
(ترکیب سیه روز)
• بر بساطی که بساطی نیست(ص124)
(عبارت بساط بی بساطی)
• باغ بی برگی / روز و شب تنهاست / با سکوت پاک نمناکش (ص125)
(ترکیب باغ بی برگی)
• جامهاش شولای عریانی است (ص125)
(ترکیب شولای عریانی)
• باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست؟(ص126)
(ترکیب باغ بی برگی)
• باغ بی برگی خندهاش خونی است اشک آمیز(ص126)
(ترکیب باغ بی برگی)
• جیبهایم پر از خالی است(ص129)
(عبارت پر از خالی بودن)
• از تهی سرشار / جویبار لحظهها جاری است(ص129)
(عبارت تهی از سرشار بودن)
• از خلاف آمد عادت بطلب کام که من /کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم(ص129)
(عبارت از پریشانی کسب جمعیت و آسودگی کردن)
• دولت فقر خدایا به من ارزانی دار /کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است(129)
(ترکیب دولت فقر)
• ای سرو پای بسته به آزادگی مناز /آزاده من که از همه عالم بریدهام(ص137)
(عبارت پای بست بودن سرو و در عین حال به آزادگی نازیدن)
ادبیات فارسی سوم انسانی
• همه در جنبش و دائم در آرام /نه آغاز یکی پیدا نه انجام(ص114)
(عبارت در جنبش بودن و دائم در آرامش بودن)
• حرف و صوت و گفت را بر هم زنم/ تا که بی این هر سه با تو دم زنم(ص13)
(عبارت کنار گذاشتن حرف و صوت و گفتار و در عین حال، حرف زدن)
• ای حیات عاشقان در مردگی /دل نیابی جز که در دلبردگی(ص13)
(عبارت حیات و زندگی در مرده بودن)
ادبیات فارسی سوم تجربی و ریاضی
• با آنکه در خلال تاریخ از اشخاص و جایها و وقایع مختلف سخن میرود که در عین پیوستگی مستقل مینماید(ص56)
(عبارت در عین پیوستگی مستقل نمودن)
• آبشار موج فرو خفتهای از خشم تو(ص78)
(ترکیب موج فرو خفته)
• خدا به انسان میگوید: / شفایت میدهم / از این رو که آسیبت میرسانم(ص95)
(عبارت آسیب رسانیدن برای شفا دادن)
• دوستت دارم از این رو که مکافاتت میکنم(ص96)
(عبارت مکافات دادن به خاطر دوست داشتن)
• خوش است اندوهِ تنهایی کشیدن /اگر باشد امید باز دیدن(ص101)
(عبارت خوش بودن اندوه)
• آن که شد هم بی خبر هم بی اثر /از میان جمله او دارد خبر(ص106)
(عبارت خبردار بودن انسان بی خبر)
• راز نهان دار و خمش، ور خمشی تلخ بود/ آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود(ص107)
(عبارت جگر سوز بودن چیزی و در عین حال جگر ساز بودن آن)
• جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری(ص119)
(عبارت ثابت و پایدار بودن تغییر)
• عاقبت از خامی خود سوخته/ رهروی کبک نیاموخته(ص123)
(عبارت از خامی خود سوخته بودن)
• مردی تذرو کشته را پرواز داده /اسلام را در خامشی آواز داده(ص128)
(عبارت پرواز دادن تذرو کشته) و (عبارت در خاموشی آواز دادن)
• کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق/ بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی(ص129)
(عبارت طوفان بودن آرامش)
• به پاس یک دل ابری دو چشم بارانی /پر است خلوتم از یک حضور نورانی(ص142)
(عبارت پر بودن خلوت)
• کسی که وسعت او در جهان نمیگنجد/ به خانة دل من آمده ست مهمانی(ص142)
(عبارت در خانه ی دل گنجیدن کسی که در جهان نمیگنجد)
• بشکن دل بینوای ما را ای عشق این ساز، شکستهاش خوش آهنگتر است(ص144)
(عبارت خوش آهنگتر بودن ساز شکسته)
• این کوه آشنای صمیمی دارد و این تنهایی رفیق مصاحب(ص151)
(عبارت رفیق داشتن تنهایی)
• همیشه به این کوه بی صدا میآمد تا آن صدا را بشنود(ص152)
(عبارت شنیدن صدا از کوه بی صدا)
• چشم دل باز کن که جان بینی /آنچه نادیدنی است آن بینی(ص167)
(عبارت دیدن آن چه نادیدنی است)
• خون شهیدان را ز آب اولیتر است این خطا از صد صواب اولیتر است(ص173)
(عبارت از صد صواب اولیتر بودن خطا)
زبان و ادبیات فارسی پیشدانشگاهی(عمومی)
• همچو نی زهری و تریاقی که دید /همچو نی دمساز و مشتاقی که دید(ص5)
(عبارت زهر و تریاق بودن) و (عبارت دمساز و مشتاق بودن)
• محرم این هوش جز بیهوش نیست /مر زبان را مشتری جز گوش نیست(ص5)
(عبارت محرم بودن و بیهوش برای هوش)
•صدای سایش بالهایش تنها سخنی است که سکوت ابدی کویر را نشان میدهد(ص97)
(عبارت صدا سکوت را نشان میدهد)
• آری این سکوت مرموز و هراس آمیز کویر است که در سایش بالهای این پرندة شاعر سخن میگوید(ص100)
(عبارت سخن گفتن سکوت)
• آن عالم پر شگفتی و راز... در سموم سرد این عقل بی درد و بی دل پژمرد(ص100)
(ترکیب سموم سرد؛ زیرا سموم باد گرم و مهلک است)
• ... که نوری بدلی بود و سایه ی همان خورشید جهنمی و بیرحم روزهای کویر(ص100)
(ترکیب سایه ی خورشید)
• تبتل و التزام فقر او را به کمال استغنا رسانیده بود(ص124)
(عبارت فقر کسی را به کمال استغنا رسانیدن)
• این تنها خصوصیت سعدی است که سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد(128)
(عبارت شبیه بودن سخنش به همه کس و درعین حال به سخن هیچ کس شبیه نبودن)
• در زبان فارسی احدی نتوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال نظر حرف زدن او را هر روز در کوچه و بازار میشنویم(ص128)
(عبارت ایک که کسی نتوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال نظیر حرف زدن او را میشنویم)
• در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی پس از موج دیگر میزاید و گاه دریایی از آتش تلاطم میکند اما این موج آتشین مرا در کام خود فرو میبرد و غرقه میکند(ص181)
(ترکیب دریایی از آتش) و (موج آتشین)
ادبیات فارسی اختصاصی پیش انسانی
• از آتش حسرت بین بریان جگر دجله خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان(ص29)
(عبارت بریان کردن آتش آب را)
• تمام چهارده سالگیام را در کفن پیچیدم با همان شور شیرین گونه(103)
(ترکیب شور شیرین گونه)
• هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم میتوان عزیز بود(ص109)
(عبارت رفیع بودن گودال)
• خرد در مصاف عزم تو جنون(113)
(عبارت جنون بودن خرد)
• من زخمهای کهنه دارم بی شکیبم /من گر چه اینجا آشیان دارم غریبم(114)
(عبارت آشیان داشتن در سرزمین خود و در عین حال غریب بودن)
• آب آتش افروز عشق آمد /آتش آب سوز عشق آمد(124)
(ترکیب آب آتش افروز) و (ترکیب آتش آبسوز)
• بنده ی عشق باش تا برهی/ از بلاها و زشتیها و تبهی(125)
(عبارت بنده ی عشق شدن برای رها شدن و آزادی)
باتشکر از دبستان فرزانگان مشکین شهر
سایت آموزشی کتیب یکی از مهم ترین سایت های آموزشی این گروه می باشد که اوناع سوالات آزمون ها آموزش ها را در اختیار شما قرار می دهدتا بااستفاده از آن ها شما را از علم ودانش سرشار سازد .شما می توانید به راحتی در این وبلاگ نظرات خود را اعلام نمایید وبا ما در ارتباط مستقیم باشید .